سلام دوستان گل
(يكي نيست بگه به كي سلام ميدي ()()()()()()حالا هر چنتايي كه هست ونيست)![]()
منو ببخشيد![]()
بعد از عمري سراغتون اومدم
كار و بار مدرسه خيلي زياد شده به همين دليل ميخوام تا چند وقت ديگه اين وبو با جاش خاك كنم![]()
شايد شايد شايد
بعدا يه وب زدم واسه المپياد زيست شناسي
ميخوام شروع كنم
بچه مثبت شم و اينا![]()
![]()
فقط
و
فقط به چند تا فقط
۲ تا چيز ميگم
اول يه آمين بگيد به دعام![]()
بعدش خداحافظ![]()
نوشته شده توسط ملودی در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت 21:10 موضوع علمی | لینک ثابت
آزمایش کنید
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت دوستان همیشگی
به یه دلایلی یه ناراحتی هایی پیش اومد که تا یه مدت نتونستم بروز کنم
اما امروز با یه آزمایش توپ پیش شمام
وسایل لازم
*یه آدم سالم-(چون این مورد احتمالا کمیابه پس لطفا موقع انجام آزمایش عینک بزنید
*یه سوراخ ریز به قطر ۵ میلیمتر-(میتونید خودتون با کاغذ درستش کنید
*یه جسم -(هرچی میتونه باشه حتی توپ فوتبال یا عرسکتون
شرح آزمایش
اول یه چشمتون رو ببندید
جسم رو در فاصله ۵۰ سانتی قرار بدید
با اون سوراخ ریز جسم رو نگاه کنید -حالا سوراخ رو بردارید و با جسم رو نگاه کنید
چند بار این کار رو تکرار کنیدـــــــــــــــــــچی میفهمید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نتیجه آزمایش
وقتی با استفاده از سوراخی که فقط یک صدم متر با قطر چشممون فرق داره یه جسم انقدر کوچیک نشون داده میشه
دنیا چقدر باید کوچیک شده باشه که تو روزنه نگاه من و تو جا شه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پس بیا با چشم دلمون دنیا رو ببینیم قول میدم بزرگتر باشه![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط ملودی در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 17:4 موضوع علمی | لینک ثابت
پیر ما گفت که فرصت کم و ره باریک است
گر بخواهید و بخواهیم سحر نزدیک است
گفت نزدیک غروب است سحر می خواهیم
فصل نو* فرصت تازه*دل تر می خواهیم
گفت آن میر به بستان وطن می آید
از بخارای هنر مشک ختن می آید
موج سبز آمده از راه چراغان شده ایم
باز هم لایق ایرانی و ایران شده ایم
باز نوروز دگر *روز دگر می آید
ای وطن فصل خزان تو به سر می آید
سبز در سبز بروییم و بهاران باشیم
جلوه ی سبز و اهورایی ایران باشیم
پیر ما گفت و همان خواهد شد
میر ما همنفس پیر و جوان خواهد شد
رایت رای تو بر بام وطن گر برسد
دل قوی دار!که نوروز تو از در برسد
ای وطن سبز ترین خطه دنیا باشی
گوی و میدان و تو*باید که مهیا باشی
(مصطفی بصیری تویسرکانی)
نوشته شده توسط ملودی در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 ساعت 16:32 موضوع | لینک ثابت
من سكوت خويش را گم كرده ام
لا جرم در اين هياهو گم شدم
من كه خود افسانه مي پرداختم
عاقبت افسانه مردم شدم
اي سكوت، اي مادر فريادها
ساز جانم از تو پر آوازه بود
تا در آغوش تو راهي داشتم
چون شراب كهنه شعرم تازه بود
در پناهت برگ وبار من شكفت
تو مرا بردي به شهر يادها
من نديدم خوشتر از جادوي تو
اي سكوت اي مادر فريادها
گم شدم در اين هياهو گم شدم
تو كجائي تا بگيري داد من؟
گر سكوت خويش را ميداشتم
زندگي پر بود از فرياد من
نوشته شده توسط ملودی در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 ساعت 16:16 موضوع | لینک ثابت
دیدیم که رایت علی سبز
معجون هدایت علی سبز
درچمبر آسمان آبی
خورشید ولایت علی سبز
از باده ی حق سیاه مستیم
اما زحمایت علی سبز
شیرین شکایت علی زرد
فرهاد حکایت علی سبز
دستار شهادت علی سرخ
لبخند رضایت علی سبز
در نامه ی ما سیاه رویان
امضای عنایت علی سبز
نوشته شده توسط ملودی در شنبه دوم خرداد 1388 ساعت 14:56 موضوع | لینک ثابت
به دلیل درخواست زیاد دوستان از این به بعد درباره ی گرینGarinبیشتر می نویسم.
اما باید اول از قلب گرین صحبت کنم
یعنی از الشتر(همون جایی که بدنیا اومدم)
الشتر به احتمال زیاد عربی شده ایشتار الهه ی اب می باشد که در گذشته به نام های نیسایه .الایشته ر. الیشتر در تاریخ ثبت شده است مجسمه ایشتار که در ورودی شهر نصب شده خود معید این موضوع می باشد اما
گفته اند سلسله برگرفته از نام سئ له سئ له (پدر حسن ویوسف و کولی)می باشد!البته برخی ها این نظریه را قبول ندارند امروزه به منطقه ای لک نشین در جنوب گرین بین شهرستان های نهاوند دلفان بروجرد و خرم اباد گفته می شود

نوشته شده توسط ملودی در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 20:40 موضوع در وصف گرین | لینک ثابت
.. . نميدانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟
خواستم از “بوسوئه” تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لويي، از “مريم” سخن ميگفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن دادهاند.
هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملتها در شرق و غرب، ارزشهاي مريم را بيان كردهاند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم همه ذوق و قدرت خلاقهشان را به كار گرفتهاند.
هزار و هفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهرهنگاران، پيكرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمنديهاي اعجازگر كردهاند.
اما مجموعه گفتهها و انديشهها و كوششها و هنرمنديهاي همه در طول اين قرنهاي بسيار، به اندازه اين كلمه نتوانستهاند عظمتهاي مريم را بازگويند كه: “مريم، مادر عيسي است”.
و من خواستم با چنين شيوهاي از فاطمه بگويم. باز درماندم:
خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجهي بزرگ است.
ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد (ص) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است . . .
نوشته شده توسط ملودی در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 19:46 موضوع مناسبات مذهبی | لینک ثابت
قلعه ی مظفری قلب تپنده ی منطقه ی شمال لرستان در صده های پیشین که متاسفانه به دلایل زیر از بین رفت؟!
۱-اقدام تعدادی نو کیسه نزول خوار که با تبانی شخصی به نام . . . با اقدامی شرمگینانه و جلوی چشم همه (دولتی و..) قلعه را خراب کرده و خانه ساختند جای بسی تاسف است تعدادی از معتمدین پولدار!! نیز در این اقدام دخیل بوده وهم اکنون در انجا ساکن می باشند.
۲- فه رزه نئ ئا گئر خاکسه ر مه یو (فرزند اتش خاکستر میبا شد) کجائی مهر علی خان حسنوند که ببینی این واقعیت تلخ را در این چئ ل سئ روو لکی(با تمام احترامی که برای خاندان قائلم)
۳-نبود شناخت و در خود تنیدن اجتمائی توده عوام و درجا زدن عقایدشان بهمراه سکوت توام با ترس نخبگان الشتری سال هاست که زمینگیرمان کرده است.حتی خبر این تخریب شرم آور هم منتشر نشد؟!!!
۴-فقر مالی وفرهنگی که باعث شد بسیاری از خلق نزول را بر عروج ترجیح دهند و با پرداخت نشدن پول هایشان توسط خاکستر ها به قلعه حمله کنند!!
نوشته شده توسط ملودی در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 ساعت 12:53 موضوع در وصف گرین | لینک ثابت
فرودین آمد ز نو فرخ رخ و اخبار بار
می زند اندر رهش اشکوفه ی اشجار جار
کز دم این ماه میمون اختر و پیروز روز
دی شد از من زار و بهمن گشت از آزار زار
در رهم انداز گیسو چون گل اندام دام
بر دلم افتاده از آن چهر چون گلنار نار
غنچه را باد سحر گفتا که کم استیز تیز
شاد و خندان شو که یابی همچو من بسیار یار
نک زجا برخیز مطرب موسم گلگشت گشت
چنگ زن بر چنگ محکم زخمه بر تار تار

نوشته شده توسط ملودی در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 18:23 موضوع شعر | لینک ثابت
كربلا يعني عطش در شط آب
كودكان تشنه زير آفتاب
نوش شهد عشق از جام بلا
ديدن مه در شب تشت طلا
كربلا يعني مصاف نار و نور
اجتناب مومنين از قول زور
كربلا يعني منا در نينوا
برسر ني ديدن خون خدا
نينوا،آري نواي ناي نور
استماع صوت قرآن از تنور
تير را آويز حنجر ساختن
در قمار عشق سر را باختن
دست هايي چون علم بر آسمان
تا نماند بي علم شاه جهان
كربلا تفسير كتمان غدير
بازگشت درد هاي زخم پير
زخم سنگين جدايي از ولي
بند هاي ظلم بر دست علي
در سقيفه كربلا آغاز شد
نوشته شده توسط ملودی در چهارشنبه یازدهم دی 1387 ساعت 16:6 موضوع مناسبات مذهبی | لینک ثابت
نوشته شده توسط ملودی در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 ساعت 21:28 موضوع شعر | لینک ثابت
کدامیک از این اشعار را قبول دارید
چرا؟؟؟
یک:
چورسی به طور سینا "ارنی"بگوی و مگذر
تو جواب دوست بشنو چه "ارن"چه "لن ترانی"
دو:
چو رسی به طور سینا "ارنی"مگوی و بگذر
که نیرزد این تمنّا به جواب "لن ترانی"
نوشته شده توسط ملودی در جمعه دهم آبان 1387 ساعت 15:29 موضوع شعر | لینک ثابت
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد وصد حیف که آن رفت
عاشقان عیدتان مبارک

نوشته شده توسط ملودی در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت
شهادت معلم بی نظیر بشریت مولی الموحدین علی (ع)را خدمت عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نماییم
يا محمد اين قيامت را ببين
فرق خونين امامت را ببين
بيشهي حق را ازين پس شير نيست
جز صداي زوزهي تزوير نيست
شيعه دارد دار خود را روي دوش
نخل شو! اي ميثم خرمافروش!
شيعيان با نخل و خون خو کردهاند
شيعيان خون را ترازو کردهاند
شيعيان! بر زخم خود زاري کنيد
در عروسي هم عزاداري کنيد!
زين ولايت هرکه باغي ميخرد
در دل اول نام زهرا ميبرد
روي رود روح، پل داريم ما
چارده معصوم گل داريم ما
چارده آيينهي عاري ز زنگ
يک بهار از چارده معصوم رنگ
پنج تن مثل ستون در دين ماست
چارده آيينه در آيين ماست
باغبان اين زمين پيغمبر است
منبع اين آب حوض کوثر است
حوض کوثر چيست؟ اشک فاطمه
ابر ميگريد ز رشک فاطمه
اشک زهرا حوض کوثر ميشود
ساقي اين اشک حيدر ميشود
نوشته شده توسط ملودی در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 17:31 موضوع | لینک ثابت
از باغ می برند چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند
پوشانده اند صبح تو ر ا ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند
نوشته شده توسط ملودی در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 19:20 موضوع | لینک ثابت
امشب به غصه ي دل من گوش مي كني
فردا مرا چو قصه فراموش مي كني
اين در هميشه در صدف روزگار نيست
مي گويمت ولي توكجا گوش مي كني
دستم نمي رسد كه در آغوش گيرمت
اي ماه با كه دست در آغوش مي كني
در ساغر تو چيست كه با جرعه ي نخست
هشيار و مست را همه مدهوش مي كني
مي جوش مي زند به دل خم بيا ببين
يادي اگر ز خون سياووش مي كني
گر گوش مي كني سخني خوش بگويمت
بهتر ز گوهري كه تو در گوش مي كني
جام جهان ز خون دل عاشقان پر است
حرمت نگاه دار اگرش نوش مي كني
سايه چو شمع شعله در افكنده اي به جمع
زين داستان كه با لب خاموش مي كني
( هوشنگ ابتهاج)
نوشته شده توسط ملودی در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 16:0 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

هر کجا برگی هست
شور من میشکفد
من به سیبی خشنودم و
به ْبوییدن یک بوته بابونهْ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
در تعقيب رد پاي پروانه
مقالات ادبي
نور ونار
ستاره
قالب هاي جالب براي بلاگفا
نگاه باران
منتخبان ايران
روانشناسي روز
هم ميهن
پارسيفا
او خواهد آمد
تنهاي اميدوار
انجمن هندسه دانان كوچك
پیوندهای روزانه
مجنونستان
بهار اشعار
شکوفه یاس(حتما حتما ببینید)
خواهر جون
ریاضیات
مقالات ادبی
مقالات علمی وپزشکی
مقالات علمي
در تعقیب رد پای پروانه
سیتو انرژی
نوشته های پیشین
مهر 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
طراح قالب
POWERED BY